Persian
Persian Persian
English English
Login to account
اخبار بین المللی صنعت آلومینیوم

شکاف در صنایع آلومینیوم دفاعی آمریکا

دونالد ترامپ در یک گردهمایی مجازی انتخاباتی برای مایک مازی، نامزد جمهوری‌خواه فرمانداری اوکلاهما، اعلام کرد که ایالات متحده «به‌شدت» به آلومینیوم بیشتری نیاز دارد.

Share on
شکاف در صنایع آلومینیوم دفاعی آمریکا

آمریکا برای بازسازی ظرفیت تولید آلومینیوم اولیه، کارخانه‌ای عظیم در اوکلاهما احداث می‌کند و هم‌زمان با تعرفه‌های سنگین، راه‌اندازی مجدد واحدهای قدیمی و توسعه بازیافت به‌دنبال کاهش وابستگی وارداتی است. بااین‌حال، رزمایش زنجیره تأمین پنتاگون نشان داده است که هیچ‌یک از این اقدامات نمی‌تواند نیاز کوتاه‌مدت آمریکا، به‌ویژه به آلومینیوم با خلوص بالا، را در فاصله زمانی دو‌ساله تأمین کند.

دونالد ترامپ در یک گردهمایی مجازی انتخاباتی برای مایک مازی، نامزد جمهوری‌خواه فرمانداری اوکلاهما، اعلام کرد که ایالات متحده «به‌شدت» به آلومینیوم بیشتری نیاز دارد. محل بیان این سخنان تصادفی نبود؛ اوکلاهما قرار است میزبان بزرگ‌ترین پروژه جدید تولید آلومینیوم اولیه آمریکا در چند دهه اخیر باشد.

کارخانه Inola به‌صورت سرمایه‌گذاری مشترک میان Century Aluminum و Emirates Global Aluminium ساخته خواهد شد. این پروژه با حمایت ۵۰۰ میلیون دلاری دولت فدرال، به نماد سیاست بازگرداندن صنایع راهبردی به خاک آمریکا تبدیل شده است؛ سیاستی که افزایش تعرفه واردات آلومینیوم به ۵۰ درصد نیز با همین هدف اجرا شد.

اما مسئله اصلی آمریکا ظرفیت نهایی این کارخانه نیست؛ مسئله، زمان است. حتی اگر ساخت کارخانه مطابق برنامه تا پایان سال ۲۰۲۶ آغاز شود، تولید نخستین مذاب آلومینیوم دست‌کم سه سال دیگر امکان‌پذیر خواهد بود. این فاصله برای بازاری که اکنون با کمبود فلز و برای پنتاگونی که نگران تأمین مواد موردنیاز یک درگیری احتمالی است، بیش از اندازه طولانی خواهد بود.

کارخانه اوکلاهما؛ پروژه‌ای بزرگ با اثری دیرهنگام

پروژه Inola از نظر مقیاس می‌تواند ساختار صنعت آلومینیوم آمریکا را تغییر دهد. Century Aluminum قرار است ۴۰ درصد و EGA حدود ۶۰ درصد از سرمایه‌گذاری مشترک را در اختیار داشته باشند. ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده کارخانه ۷۵۰ هزار تن آلومینیوم اولیه در سال اعلام شده است؛ ظرفیتی که در صورت تحقق، می‌تواند تولید فعلی آمریکا را بیش از دو برابر کند.

EGA پیش‌تر هزینه توسعه پروژه را حدود ۴ میلیارد دلار برآورد کرده بود. این مجموعه همچنین قرار است حدود هزار شغل دائمی و چهار هزار شغل در دوره ساخت ایجاد کند. وزارت انرژی آمریکا ظرفیت قابل‌انتظار پروژه را بیش از ۵۰۰ هزار تن در سال اعلام کرده و گفته است که حدود ۲۰ هزار تن از تولید آن می‌تواند به آلومینیوم با خلوص مناسب برای کاربردهای دفاعی اختصاص یابد.

این ارقام نشان می‌دهند که کارخانه اوکلاهما از نظر راهبردی پروژه‌ای مهم است؛ اما پروژه‌های ذوب اولیه به زیرساخت برق گسترده، احداث خطوط احیا، کوره‌های آند، ریخته‌گری، تأمین آلومینا، شبکه حمل‌ونقل و نیروی انسانی متخصص نیاز دارند. بنابراین، حتی یک پروژه کاملاً حمایت‌شده نیز نمی‌تواند در فاصله چند ماه یا یک سال وارد تولید تجاری شود.

نخستین تولید کارخانه برای پیش از پایان دهه برنامه‌ریزی شده است. در نتیجه، Inola می‌تواند بخشی از راه‌حل بلندمدت آمریکا باشد، اما برای رفع نیاز فوری بازار یا افزایش سریع ذخایر دفاعی طراحی نشده است.

هشدار یک رزمایش برای جنگ احتمالی سال ۲۰۲۷

آسیب‌پذیری آمریکا پیش از بحران اخیر بازار آلومینیوم شناسایی شده بود. آژانس لجستیک دفاعی آمریکا در روزهای ۲۱ تا ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵، رزمایشی با موضوع تاب‌آوری زنجیره تأمین آلومینیوم برگزار کرد. این رزمایش سناریوی وقوع یک درگیری نظامی بزرگ در سال ۲۰۲۷ و جهش شدید تقاضای صنایع دفاعی را بررسی می‌کرد.

حدود ۸۰ نفر از مدیران و متخصصان زنجیره آلومینیوم، انجمن‌های صنعتی، پنتاگون و دیگر سازمان‌های دولتی در این برنامه حضور داشتند. سناریوی اصلی، افزایش پنج‌برابری تقاضای سالانه بخش دفاعی برای محصولاتی بود که در ساخت آن‌ها از آلومینیوم استفاده می‌شود.

شرکت‌کنندگان راهکارهایی مانند ساخت کارخانه‌های ذوب جدید، بازسازی واحدهای قدیمی، افزایش تولید داخلی، توسعه بازیافت، تقویت ذخایر راهبردی، بهبود دسترسی به برق و همکاری با کشورهای هم‌پیمان را بررسی کردند. نتیجه این بود که این اقدامات می‌توانند وضعیت کلی صنعت آلومینیوم آمریکا را بهبود دهند، اما هیچ‌یک از راهکارهای ظرفیت‌ساز قادر نیست نیاز کوتاه‌مدت به آلومینیوم اولیه و آلومینیوم با خلوص بالا را در مدت دو سال برطرف کند.

طبق ارزیابی رزمایش، ساخت یک کارخانه جدید معمولاً چهار تا شش سال و بازگشایی یک واحد متوقف‌شده حدود دو تا سه سال زمان می‌برد. بنابراین اگر بحران در سال ۲۰۲۷ آغاز شود، بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های جدید پس از شروع بحران به تولید خواهند رسید.

رزمایش در نهایت هفت محور را برای کاهش ریسک پیشنهاد کرد: ذخیره‌سازی کوتاه‌مدت، تأمین برق ارزان و پایدار، بازسازی زیرساخت‌های فرسوده، تربیت نیروی متخصص، تضمین دسترسی بین‌المللی، توسعه بازیافت و استفاده هماهنگ از ابزارهای تجاری و صنعتی.

HPA؛ گلوگاه کوچک اما حیاتی صنایع دفاعی

بخش دفاعی تنها حدود ۵ درصد از کل تقاضای آلومینیوم آمریکا را تشکیل می‌دهد، اما سهم آن از مصرف آلومینیوم با خلوص بالا به‌مراتب بیشتر است. در گزارش آژانس لجستیک دفاعی، اصطلاح HPA به معنای High-Purity Aluminium یا آلومینیوم با خلوص بالا است و نباید آن را با High-Purity Alumina یا آلومینای خلوص بالا اشتباه گرفت.

آلومینیوم خالص‌تر به‌عنوان ماده پایه برای تولید آلیاژهایی به کار می‌رود که باید الزامات سخت‌گیرانه استحکام، دوام، مقاومت خستگی و قابلیت اطمینان را در تجهیزات نظامی برآورده کنند. هواپیماها، شناورها، خودروهای زرهی و مهمات پیشرفته از جمله سامانه‌هایی هستند که به آلومینیوم اولیه یا آلیاژهای ساخته‌شده بر پایه HPA نیاز دارند.

گزارش رزمایش می‌گوید تقریباً همه سامانه‌های نظامی آمریکا به نوعی به آلومینیوم اولیه یا HPA وابسته‌اند. بااین‌حال، تنها یک تولیدکننده داخلی در آمریکا قادر به تولید HPA است و ظرفیت آن برای پوشش کامل تقاضای دفاعی و تجاری کافی نیست. به همین دلیل، پنتاگون بخش معناداری از نیاز خود را از منابع خارجی تأمین می‌کند.

مشکل فقط تولید فلز پایه نیست. پس از تولید HPA، این ماده باید با عناصری مانند مس، منیزیم، روی، منگنز، لیتیوم یا نیکل آلیاژسازی و سپس به محصولات نوردی، اکستروژن، فورج یا قطعات نهایی تبدیل شود. ظرفیت محدود ساخت پیشرفته یا AdFab نیز در رزمایش به‌عنوان یک گلوگاه شناسایی شد. برای نمونه، تنها تعداد محدودی از واحدهای آمریکایی توانایی ساخت بعضی قطعات فورج‌شده مورد استفاده در سازه جنگنده F-35 را دارند.

بنابراین ذخیره‌سازی فلز خالص به‌تنهایی کافی نیست. آمریکا ممکن است به ذخایر آلیاژهای مشخص، قطعات نیمه‌ساخته، محصولات فورج و اکستروژن و همچنین عناصر آلیاژی موردنیاز آن‌ها احتیاج داشته باشد.

وابستگی به امارات و حمله‌ای که در سناریوها نبود

براساس گزارش رزمایش، امارات متحده عربی مهم‌ترین منبع خارجی HPA برای ایالات متحده بوده است. این وابستگی زمانی به یک ریسک عملیاتی تبدیل شد که در ۲۸ مارس ۲۰۲۶، حمله ایران به منطقه اقتصادی خلیفه ابوظبی به تأسیسات مجتمع Al Taweelah متعلق به EGA آسیب زد و باعث توقف اضطراری فعالیت‌های این سایت شد.

EGA در ۲۶ اوت اعلام کرد که ۳۱۵ سلول از مجموع ۱۲۶۲ سلول احیا، معادل ۲۵ درصد ظرفیت سلولی کارخانه، دوباره راه‌اندازی شده‌اند. سه خط احیا به‌صورت هم‌زمان در حال تعمیر و بازگشت به مدار هستند. خط نخست در ۲۶ مه، خط سوم در ۱۳ ژوئیه و خط دوم در ۳ اوت دوباره برق‌دار شدند.

هر سلول پس از راه‌اندازی معمولاً به حدود یک هفته زمان نیاز دارد تا پایدار شود و به تولید کامل برسد. بخشی از مذاب تولیدی نیز برای فعال‌کردن سلول‌های بعدی مصرف می‌شود و باقی‌مانده به واحد ریخته‌گری انتقال می‌یابد.

حدود هزار نفر در عملیات بازسازی تولید مذاب Al Taweelah فعالیت می‌کنند. EGA انتظار دارد کارخانه در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ به تولید کامل بازگردد. پالایشگاه آلومینای همین مجتمع نیز در زمان انتشار اطلاعیه با حدود ۵۰ درصد ظرفیت فعالیت می‌کرد، هرچند شرکت اعلام کرده بود ادامه بازیابی تولید آلومینیوم الزاماً به بازگشت کامل پالایشگاه وابسته نیست.

پس از این حمله، واردات آلومینیوم آمریکا از امارات به‌شدت کاهش یافت. همین اتفاق، دشواری تشکیل ذخایر راهبردی HPA و آلیاژهای وابسته به آن را افزایش داد.

نکته قابل‌توجه این است که پنتاگون در یک رزمایش دوم با حضور ۲۵ شرکت‌کننده دولتی، سناریوهایی مانند قطع برق کارخانه Alcoa در ماسنای نیویورک، توقف سه‌ساله واحد HPA شرکت Arconic در آیووا، اعتصاب در کانادا و کاهش صادرات برزیل را بررسی کرده بود. بااین‌حال، حمله مستقیم به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده خارجی HPA آمریکا در میان سناریوها قرار نداشت.

به‌عبارت دیگر، بحرانی که برنامه‌ریزان درباره شکل‌های مختلف آن تمرین کرده بودند، از مسیری رخ داد که در سناریوی اصلی پیش‌بینی نشده بود.

تعرفه ۵۰ درصدی چه مقدار تولید ایجاد کرد؟

افزایش تعرفه واردات فولاد و آلومینیوم آمریکا از ۲۵ به ۵۰ درصد، از چهارم ژوئن ۲۰۲۵ اجرایی شد. هدف اعلام‌شده این سیاست، حمایت از تولید داخلی، جذب سرمایه و کاهش وابستگی به عرضه‌کنندگان خارجی بود.

تعرفه، جذابیت اقتصادی پروژه‌های داخلی را افزایش داده است، اما اثر آن بر تولید واقعی تا این مرحله محدود باقی مانده است. Century Aluminum حدود ۵۰ هزار تن ظرفیت سالانه را در کارخانه Mount Holly در کارولینای جنوبی فعال کرد و این واحد را به تولید کامل بازگرداند. شرکت اعلام کرده است که این توسعه به‌تنهایی معادل حدود ۱۰ درصد تولید آلومینیوم اولیه آمریکا به ظرفیت ملی اضافه می‌کند.

در ایالت میزوری نیز Magnitude 7 Metals در حال آماده‌سازی کارخانه New Madrid برای بازگشت به تولید است. این واحد متعلق به دهه ۱۹۷۰ پس از یک دوره توقف، در سال ۲۰۱۸ مجدداً فعال شد اما در سال ۲۰۲۴ دوباره تعطیل شده بود. برنامه کنونی، راه‌اندازی نخستین خط احیا با ظرفیت ۷۵ هزار تن در سال تا پایان ۲۰۲۶ است.

در بخش بازیافت و صنایع میانی نیز سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی انجام شده است. انجمن آلومینیوم آمریکا گزارش داده که اشتغال در تولید آلومینیوم ثانویه و پوشش‌دهی آلومینیوم بین سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ بیش از ۲۰ درصد رشد کرده است. با وجود این، افزایش ظرفیت بازیافت نمی‌تواند فوراً جای خالی آلومینیوم اولیه یا HPA موردنیاز کاربردهای حساس را پر کند.

وابستگی وارداتی آمریکا همچنان حدود ۶۰ درصد برآورد می‌شود. وزارت انرژی نیز اعلام کرده است که آمریکا در سال ۲۰۲۴ حدود ۵.۴۶ میلیون تن آلومینیوم و محصولات مرتبط وارد و سه میلیون تن محصولات پایین‌دستی و قراضه صادر کرده بود؛ در نتیجه خالص واردات این زنجیره به حدود ۲.۴۶ میلیون تن رسید.

پریمیوم ۲۴۶۷ دلاری؛ هزینه واقعی کمبود برای خریدار آمریکایی

محدودیت عرضه و تعرفه سنگین بیش از هر جای دیگر در «پریمیوم غرب میانه آمریکا» نمایان شده است. این پریمیوم مبلغی است که خریدار آمریکایی علاوه بر قیمت پایه بورس فلزات لندن برای تحویل فیزیکی آلومینیوم می‌پردازد و هزینه‌هایی مانند تعرفه، حمل، بیمه و شرایط عرضه منطقه‌ای را بازتاب می‌دهد.

در زمان انتشار گزارش، پریمیوم نقدی CME به ۲۴۶۷ دلار در هر تن رسیده بود. این رقم حدود ۸۵۰ دلار در هر تن بیشتر از سطحی بود که صرفاً از اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر قیمت پایه انتظار می‌رفت.

عبور پریمیوم از اثر محاسباتی تعرفه نشان می‌دهد که بازار فقط هزینه عوارض گمرکی را قیمت‌گذاری نمی‌کند؛ خریداران برای محدودیت واقعی دسترسی به فلز، اختلال مسیرهای عرضه، ریسک تحویل و رقابت بر سر تناژ آزاد نیز پول بیشتری می‌پردازند.

کاهش تولید در منطقه خلیج فارس رقابتی جهانی برای محموله‌های در دسترس ایجاد کرده است. مصرف‌کنندگان آمریکایی اکنون نه‌تنها با یکدیگر، بلکه با خریداران اروپایی و آسیایی برای جذب فلز مازاد رقابت می‌کنند. در چنین شرایطی، تعرفه‌ای که قرار بود از صنعت داخلی حمایت کند، تا زمان ورود ظرفیت جدید می‌تواند هزینه مواد اولیه مصرف‌کنندگان آمریکایی را نیز افزایش دهد.

مشوق تازه؛ تعرفه کمتر برای سرمایه‌گذاران ذوب

دولت ترامپ برای سرعت‌بخشیدن به توسعه ظرفیت داخلی، مشوق دیگری نیز ارائه کرده است. براساس گزارش رویترز، شرکت‌هایی که در آمریکا کارخانه ذوب جدید احداث کنند، ظرفیت موجود را توسعه دهند یا واحدهای قدیمی را بازسازی کنند، می‌توانند از نرخ وارداتی کاهش‌یافته ۲۵ درصدی بهره‌مند شوند.

این سیاست می‌تواند برای شرکت‌هایی که هم‌زمان به واردات فلز نیاز دارند و روی ظرفیت داخلی سرمایه‌گذاری می‌کنند، بخشی از هزینه دوره گذار را کاهش دهد. بااین‌حال، حتی این مشوق نیز محدودیت‌های فنی صنعت ذوب را حذف نمی‌کند. تأمین برق مطمئن و ارزان، زیرساخت‌های قدیمی، کمبود نیروی فنی و مهندسان متالورژی و زمان طولانی احداث همچنان موانع اصلی هستند.

در رزمایش آلومینیوم، دسترسی به برق مقرون‌به‌صرفه و بدون وقفه مهم‌ترین نگرانی مشترک صنعت اعلام شد. هزینه برق در بعضی کارخانه‌های آلومینیوم می‌تواند تا ۴۰ درصد هزینه کل تولید را تشکیل دهد. بنابراین تعرفه، بدون راه‌حل انرژی، به‌تنهایی تضمین‌کننده بازگشت پایدار ظرفیت ذوب نیست.

کانادا؛ هم‌پیمان ضروری در میانه جنگ تعرفه‌ای

کانادا همچنان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده آلومینیوم اولیه بازار آمریکاست. نزدیکی جغرافیایی، شبکه یکپارچه حمل‌ونقل، پیوند صنایع پایین‌دستی و برخورداری کانادا از برق‌آبی ارزان، این کشور را به طبیعی‌ترین منبع خارجی آلومینیوم برای آمریکا تبدیل کرده است.

بااین‌حال، مذاکرات تجاری دو کشور به نتیجه نرسید و کانادا از کاهش تعرفه‌ای که انتظار می‌رفت برای آن در نظر گرفته شود، برخوردار نشد. شکست مذاکرات به‌جای کاهش تنش، به تشدید تعرفه‌ها انجامید. کانادا نیز تعرفه‌های متقابل بر حدود ۲۰ میلیارد دلار واردات سالانه از آمریکا را اعلام کرد و آلومینیوم را در گروه کالاهای مشمول تعرفه ۵۰ درصدی قرار داد.

کانادا در ماه‌های اخیر بخشی از محموله‌های خود را به سمت اروپا هدایت کرده است، اما همچنان بزرگ‌ترین عرضه‌کننده آلومینیوم اولیه به آمریکاست. تحلیلگران Morgan Stanley معتقدند حتی اگر کانادا تمام تولید خود را به بازار آمریکا منتقل کند، باز هم کمبود این کشور به‌طور کامل جبران نخواهد شد. آخرین تن موردنیاز بازار همچنان باید از مبدأ دیگری وارد شود و تحت تعرفه ۵۰ درصدی قرار گیرد؛ بنابراین پریمیوم غرب میانه نیز اثر همان محموله نهایی و گران‌تر را منعکس خواهد کرد.

با وجود این محدودیت، کانادا عملی‌ترین راه‌حل کوتاه‌مدت برای نیاز دفاعی آمریکاست. براساس یادداشت تفاهم ویژه‌ای که میان دو کشور برقرار است، دولت آمریکا در زمان بحران می‌تواند برای خریدهای دفاعی از شرکت‌های کانادایی اولویت دریافت کند.

این توافق بخشی از سازوکارهای امنیت عرضه است که به آمریکا اجازه می‌دهد در شرایط اضطراری، جریان مواد و تجهیزات دفاعی را از کشورهای هم‌پیمان تسهیل کند. البته این ترتیبات الزام‌آور مطلق نیستند و اثربخشی آن‌ها به روابط سیاسی و تجاری دو کشور وابسته خواهد بود. تناقض سیاست فعلی نیز دقیقاً در همین‌جاست:

واشنگتن برای امنیت فوری آلومینیوم دفاعی به کانادا نیاز دارد، اما هم‌زمان روابط تجاری با مهم‌ترین تأمین‌کننده خود را وارد مرحله‌ای پرتنش کرده است.

چرا بازیافت نیز پاسخ فوری HPA نیست؟

توسعه بازیافت یکی از ارکان بازسازی صنعت آلومینیوم آمریکاست. تولید آلومینیوم ثانویه برق بسیار کمتری نسبت به ذوب اولیه نیاز دارد و می‌تواند با سرعت و هزینه پایین‌تری توسعه پیدا کند. افزایش عرضه آلومینیوم ثانویه همچنین بخشی از تقاضای عمومی را از بازار فلز اولیه خارج می‌کند و امکان تخصیص آلومینیوم اولیه بیشتری به صنایع حساس را فراهم می‌سازد.

اما قراضه پسامصرفی معمولاً از آلیاژها و ناخالصی‌های متفاوت تشکیل شده است. به همین دلیل، آلومینیوم بازیافتی موجود را نمی‌توان برای بسیاری از کاربردهای دفاعی، تولید فلز اولیه یا HPA به‌طور مستقیم استفاده کرد.

گزارش رزمایش بر توسعه فناوری‌های جداسازی خودکار، جلوگیری از خروج قراضه راهبردی از آمریکا و بازیافت کنترل‌شده قراضه‌های آلیاژی HPA تأکید می‌کند. همچنین پیشنهاد شده است که پنتاگون شرکت‌های دفاعی را به بازیافت محصولات آلیاژی خود و بازگرداندن آن‌ها به حلقه تولید تشویق یا در صورت توجیه اقتصادی ملزم کند.

بنابراین بازیافت بخش مهمی از راه‌حل است، اما اثر اصلی آن در کوتاه‌مدت، آزادکردن بخشی از ظرفیت فلز اولیه برای مصارف حساس خواهد بود؛ نه تولید مستقیم همه گریدهای دفاعی موردنیاز.

اعداد کلیدی بحران آلومینیوم آمریکا

شاخصمقدار گزارش‌شدهاهمیت
تعرفه واردات آلومینیوم آمریکا۵۰٪افزایش حمایت از تولید و هزینه واردات
حمایت فدرال از کارخانه Inola۵۰۰ میلیون دلارتسهیل احداث ظرفیت جدید
ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده Inola۷۵۰ هزار تن در سالبیش از دو برابرکردن تولید فعلی آمریکا
زمان رسیدن به نخستین مذابحداقل سه سالناتوانی در پاسخ فوری
وابستگی وارداتی آمریکاحدود ۶۰٪تداوم شکاف ساختاری عرضه
تعداد تولیدکنندگان داخلی HPAیک تولیدکنندهنقطه شکست منفرد
سهم دفاع از تقاضای عمومی آلومینیومحدود ۵٪مصرف محدود اما راهبردی
ظرفیت فعال‌شده در Mount Holly۵۰ هزار تن در سالافزایش محدود و سریع‌تر عرضه
مرحله نخست بازگشت New Madrid۷۵ هزار تن در سالتولید احتمالی تا پایان ۲۰۲۶
پریمیوم غرب میانه آمریکا۲۴۶۷ دلار بر تننشانه کمبود و ریسک تحویل
مازاد پریمیوم بر اثر تعرفهحدود ۸۵۰ دلار بر تنهزینه‌ای فراتر از عوارض گمرکی
سلول‌های فعال‌شده Al Taweelah۳۱۵ از ۱۲۶۲ سلولبازیابی ۲۵ درصد ظرفیت سلولی
بازگشت کامل Al Taweelahسه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ادامه محدودیت عرضه امارات
رشد اشتغال بازیافت در آمریکابیش از ۲۰٪توسعه سریع‌تر بخش ثانویه

مسئله آمریکا فقط کمبود فلز نیست

آنچه در آمریکا رخ داده، نمونه روشنی از تفاوت میان «ظرفیت اسمی آینده» و «فلز قابل‌تحویل امروز» است. اعلام یک کارخانه ۷۵۰ هزار تنی می‌تواند انتظارات بلندمدت را تغییر دهد، اما تا زمانی که خطوط احیا وارد مدار نشوند، اثری بر عرضه فیزیکی ندارد. بازار نیز این فاصله زمانی را در پریمیوم‌های منطقه‌ای قیمت‌گذاری می‌کند.

تعرفه ۵۰ درصدی توانسته سرمایه‌گذاری داخلی را جذاب‌تر کند، اما هم‌زمان هزینه خریداران را افزایش داده است. اگر تولید داخلی سریع‌تر از کاهش دسترسی به واردات رشد نکند، تعرفه ابتدا به شکل پریمیوم بالاتر و فشار هزینه بر صنایع خودرو، هوافضا، ساختمان، برق و بسته‌بندی ظاهر می‌شود.

بحران HPA نشان می‌دهد امنیت زنجیره تأمین فقط با تولید شمش سنجیده نمی‌شود. ظرفیت پالایش، تولید فلز با خلوص مشخص، آلیاژسازی، ریخته‌گری، اکستروژن، نورد، فورج، ماشین‌کاری و دسترسی به عناصر آلیاژی، همگی باید به‌صورت یک زنجیره پیوسته ارزیابی شوند. وجود فلز پایه، بدون ظرفیت تبدیل آن به محصول مورد تأیید صنایع دفاعی، مشکل را حل نمی‌کند.

برای بازار جهانی، افزایش رقابت آمریکا با اروپا و آسیا بر سر محموله‌های آزاد می‌تواند پریمیوم‌های منطقه‌ای را بالا نگه دارد و جریان‌های تجاری را تغییر دهد. بازگشت کامل Al Taweelah، راه‌اندازی New Madrid، توسعه Mount Holly و پیشرفت پروژه Inola چهار متغیر مهمی هستند که باید در ماه‌های آینده رصد شوند.

برای صنعت آلومینیوم ایران نیز پیام این تحولات روشن است: در دوره اختلالات ژئوپلیتیکی، مزیت رقابتی فقط در داشتن ظرفیت اسمی تولید خلاصه نمی‌شود. پایداری انرژی، تنوع منابع مواد اولیه، ذخایر راهبردی، قابلیت تولید آلیاژهای مشخص، کنترل کیفیت و توان تبدیل مذاب به محصولات پایین‌دستی دارای ارزش افزوده، تعیین می‌کنند کدام زنجیره صنعتی در برابر بحران مقاوم‌تر خواهد بود.

جمع‌بندی

آمریکا پروژه‌های بزرگی برای بازسازی صنعت آلومینیوم خود آغاز کرده است، اما این کشور با یک شکاف زمانی جدی مواجه است. کارخانه اوکلاهما، بازگشت واحدهای متوقف‌شده، سرمایه‌گذاری در بازیافت و تعرفه‌های حمایتی می‌توانند در بلندمدت وابستگی وارداتی را کاهش دهند؛ ولی هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر نیستند نیاز فوری به آلومینیوم اولیه و HPA را برطرف کنند.

حمله به Al Taweelah نشان داد که وابستگی به یک تأمین‌کننده خارجی چگونه می‌تواند از یک نگرانی نظری به بحران واقعی تبدیل شود. پریمیوم ۲۴۶۷ دلاری غرب میانه نیز نشان می‌دهد هزینه کمبود، از میزان محاسباتی تعرفه فراتر رفته است.

در کوتاه‌مدت، ذخیره‌سازی هدفمند HPA، آلیاژها و قطعات نیمه‌ساخته، استفاده از ظرفیت کشورهای هم‌پیمان و حفظ همکاری با کانادا واقع‌بینانه‌ترین گزینه‌ها هستند. در بلندمدت، آمریکا به مجموعه‌ای هماهنگ از تولید اولیه، برق رقابتی، ظرفیت HPA، صنایع ساخت پیشرفته، بازیافت تخصصی و نیروی انسانی ماهر نیاز خواهد داشت.

کارخانه Inola می‌تواند بخشی از این آینده باشد؛ اما برای حل بحران امروز، آمریکا هنوز به فلزی نیاز دارد که باید از جایی خارج از مرزهایش و در زمانی بسیار کوتاه‌تر تأمین شود.

Aluminium Plus

آلومینیوم پلاس یک پلتفرم آنلاین و هوشمند برای تحلیل بازار آلومینیوم ایران و جهان است که پاسخگوی نگرانی‌های تولید کنندگان و فعالان اقتصادی، دسترسی فوری، دقیق، شفاف و بی‌واسطه به اطلاعات مهم و کاربردی است.